حمله راهبردی ایران به اسرائیل


به گزارش عزتانیوز، روزنامه اعتماد عاشقانه این سوال را از او می پرسد.

این مصاحبه را بخوانید:

آیا ایران نمی تواند پاسخ دهد؟

در عمل می توانست، همانطور که در موارد دیگر انجام داده بود. اما در سیاست نمی شد این کار را کرد زیرا سیاست با روابط شخصی متفاوت است. در روابط شخصی، رفتارهای «بخشنده» و «منشی» و از این قبیل معنا دارد و اتفاقاً خوشایند است. با بخشیدن دیگران، اختلافات را بهتر از انتقام می توان حل کرد. در بخشش لذتی هست که در انتقام نیست. اما در سطح سیاست، به ویژه در سطح بین المللی، بخشش بی معنی است و می تواند منجر به تشدید خصومت ها شود. بنابراین عدم پاسخگویی بحران را بدتر خواهد کرد. اما در هر صورت باید به تاثیرات این پاسخ توجه کنید. این اتفاقات باعث می شود که تنش بین دو طرف از حالت انعطاف پذیر و کشسان به حالت صلب تبدیل شود. طرفین قبلاً علیه یکدیگر اقدام کرده اند. گاهی مستقیم، گاهی غیرمستقیم و اغلب بدون تایید رسمی، در حالی که ناظران سیاسی می دانستند که چه طرفی پشت ماجراست، مستقیم یا غیرمستقیم. با این حال، موقعیت آنها مانند بوکسورهایی است که یک کیسه چرمی لاستیکی را می زنند. ابتدا کمی تغییر شکل داد، فرو رفت و عقب نشینی کرد، سپس دیدیم که به حالت اولیه برگشت. پس الان داستان فرق کرده و از حالت کشسان و منعطف به نیمه شکننده تبدیل شده و همچنان به شکنندگی خواهد رسید. به عبارت دیگر ضربه زدن به یکدیگر گران است و به روش متعارف قابل رفع نیست که باعث افزایش هزینه بازی و کاهش امکان ادامه بازی می شود.

پس آیا می توان نتیجه گرفت که بحران بین ایران و اسرائیل تشدید شده است؟

در واقع همانطور که گفتم این بحران شکننده تر شده است. شما می توانید به راحتی به یک جسم الاستیک بدون نگرانی از شکستن آن ضربه بزنید، اما نمی توانید به راحتی به این شکل به شیشه برخورد کنید. از این رو مدیریت پرونده از این پس مهم است.

آیا به همین دلیل است که ایران به حمله بعدی اسرائیل پاسخ نمی دهد؟

طبیعتاً طرف مقابل نمی‌خواست ایران پاسخ دهد، بنابراین حمله محدود را انتخاب کرد تا این شیشه نشکند. به عبارت دیگر، طرفین تحلیلی بین خود داشتند که منجر به مهار بحران می شد. فراموش نکنیم که موضع غرب به ویژه آمریکا نیز در عدم تمایل آنها به تشدید تنش مهم بود.

به نظر شما حمله به سفارت و پاسخ ایران و همچنین پاسخ بعدی اسرائیل متعادل بود؟

به نظر می رسد این حادثه از نظر تاکتیکی و رزمی و خسارت وارده متعادل نباشد. در هر صورت آنها به سفارت ایران ضربه زدند و ایران تعدادی از فرماندهان خود را از دست داد و حداقل طبق اطلاعات موجود چنین آسیبی به اسرائیل وارد نشد. اما از منظر استراتژیک، این حمله کاملاً به نفع ایران بود. به عبارت دیگر، اعلام رسمی و با اطلاع طرف مقابل و حمله از خاک ایران به اسرائیل، بدون توجه به جزئیات حادثه و ابعاد حمله، یک پیروزی استراتژیک بود. علاوه بر این، انتظار قبلی این بود که هیچ حمله ای صورت نگیرد. به نظر می رسد اقدام ایران به جای ایجاد خسارت، در راستای همان هدف است. فراموش نکنیم که آمریکا، بریتانیا و سایر کشورهای غربی پشت اسرائیل ایستادند.

این پیروزی استراتژیک چه تأثیری می تواند در ایران داشته باشد؟

رسیدن به پیروزی همیشه امکان پذیر است و حتی در برخی موارد به راحتی اتفاق می افتد، حفظ و تثبیت آن مهم است. بگذار دقیق ترباشم. در سال 2008 تحلیلی از وضعیت ایران نوشتم و برای مقامات ارسال کردم. بخشی از این تحلیل به این شرح است: قبل از کرداد 88 بارها نوشته بودم که حکومت ایران از 400 سال گذشته، یعنی از اوج صفویه، هرگز مثل الان قدرتمند نبوده است، اما من همیشه بلافاصله اضافه کرد که متاسفانه این قدرت با آن با نوعی بی ثباتی همراه است. افزایش قدرت حکومت مانند مناره‌ای است که بلندتر و بلندتر می‌شود، اما پایه‌های آن به نسبت ارتفاعش عمیق‌تر و گسترده‌تر نیست. از این رو با وجود اوج گیری، بی ثباتی آن افزایش می یابد و این پایگاه ها در دولت چیزی جز قدرت نرم افزاری آن نیست.

اگر از این زاویه نگاه کنیم، هر دستاورد خارجی باید از دو جهت پایدار و تقویت شود. اولاً با قرار دادن آن بر مبنای یک سیاست خارجی معقول، قابل دفاع و عملی. دوم، از طریق حمایت داخلی. یک دستاورد خارجی را می توان به دست آوردن یک فوتبالیست بزرگ دانست که تنها زمانی مفید و موثر است که 10 بازیکن دیگر کم و بیش در سطح او باشند. زمین، امکانات، درآمد، ورزشگاه و اقتصاد باشگاه باید خوب باشد. جذب رونالدو به تیم ایرانی هیچ سودی برای فوتبال ما ندارد و تمام هزینه های او هدر است. پشتیبانی داخلی از این اقدام به دو صورت امکان پذیر است. ابتدا به افراد و خواسته های آنها احترام بگذارید. مشخص است که وضعیت فعلی کار با زنان و با این ویدئوهایی که منتشر شده است با این موضوع در تضاد است. دوم، سوم و چهارم بهبود اقتصادی است. پیروزی‌های خارجی به سرعت فراموش می‌شوند، باید با بهبود شرایط تثبیت شوند، وگرنه به سمت خود خواهند رفت.

نکته مهم ضربه راهبردی است که اسرائیل در سلسله حوادث اخیر متحمل شده است.

حمله راهبردی ایران به اسرائیل

دیدگاهتان را بنویسید

Scroll to top