مجله اینترنتی

خبرهای روز دنیای آنلاین

ماجرای اعتراف یکی از سربازان حاضر در حادثه مسجد گوهرشاد


من گزارش میدم اخبار اقتصادی به گزارش خبرآنلاین، پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی می گوید آن شب حدود دو تا سه هزار نفر را به قتل رساندند و به بیرون از دروازه به پایین خیابان به سمت قبرستان بالای خیابان هدایت کردند که اکنون در آن درخت کاشته شده است. ماشین را انداختند و در این خندق انداختند و زمین روی آنها ریخت.

در 21 تیر 1304، مأموران رژیم پهلوی به مسجد گوهرشاد حمله کردند و مردمی را که در اعتراض به سیاست های ضد مذهبی رضاخان تجمع کرده بودند، کشتند. بر اساس شواهد موجود، حادثه کشتار مسجد گوهرشاد به دستور رضاخان بوده است. روایت این حادثه از سخنان سربازان حاضر در صحنه ابعاد فجیع تری از حادثه را نشان می دهد و برخی از این روایت ها در کتاب «قیام گوهرشاد» منتشر شده توسط موسسه فرهنگی هنری انقلاب اسلامی آمده است. مرکز اسناد.

بر اساس مطالب این کتاب، حسینعلی ذوالفقاری گلمکانی یکی از مأموران نیروی انتظامی است که شاهد وقایع مسجد گوهرشاد بوده است. او در خاطرات خود از آن روز می‌گوید: «عصر پنج‌شنبه، سربازان و پلیس‌ها رفتند و چندین تیر شلیک کردند و ۲۸ نفر را کشتند. با فرا رسیدن شب، درد شدیدتر شد. از شهربانی به شاه حسین کولی زاده بیات سرخاندو رئیس شهربانی تلگراف کردند. پهلوی دستور داد مردم را بیرون کنند و مسجد را خراب کنند، من مسجدی بهتر از اولی خواهم ساخت. اینها را اینجا روی سر نظمیه گفت.

وی ادامه می دهد: «برای پنج شنبه و جمعه 20 نفر (هشت پلیس و دوازده سرباز، یک سرهنگ، یک گروهبان، یک ستوان یکم و یک گروهبان) تعیین کردیم. رفتیم مسجد. وقتی به مسجد رسیدیم دیدیم همه نشسته اند. و شیخ بهلول نیز بر منبر موعظه کرد. نیمه شب وارد مسجد شدیم. بهلول صحبت کرد. سه چهار نفر مانند نواب احتشام، بحرالعلوم، حسن اردقانی و حاج سید ابوالحسن اصفهانی بر منبر نشستند. ناگهان تیراندازی شد و همه مردم به هم ریختند.

بیشتر بخوانید:  حماس کمر اسرائیل را شکست / صدای خرد شدن استخوان‌های آمریکا شنیده شد

ایرج مبیبی به ما گفت کاندید شوید. به صحن نو رسیدم و از صحن نو به سمت دم بست پایین خیابان روبروی گاراژ سعادت رفتم. صدای تیراندازی در مسجد بلند بود و یکی یکی بلند شد و بعد بلند شد و رفتیم جلوی دارالسیاده. در را از روی شما شکستند، در آن زمان من با دو نفر در پست به آن طرف رفتم و دیدیم که هزاران نفر در حال دویدن هستند، خدا رحمتت کند. تیرهای بیشماری وجود داشت که همه به این سو و آن سو می افتادند. تا ساعت 5 صبح مردم ازدحام کرده بودند. نواب و حسن اردقانی و بحرالعلوم را از منبر صاحب الزمان برداشتند و شانه هایشان را بستند و بردند.

او درباره تعداد شهدای آن روز می گوید: «رضا کوهساری پشت مسلسل بود، آن شب حدود دو سه هزار نفر را کشتند و از دروازه پایین خیابان به قبرستان بالای خیابان بردند. . جایی که الان درخت کاشته اند، مثل آسیاب گندم برای همه کشته شدگان سنگر کندند.» ریختند داخل ماشین، ریختند توی گودال و خاک رویشان گذاشتند، روز جمعه کسی را به دادگاه راه ندادند، آنها هر قسمتی از مسجد را که گلوله خورد، تعمیر کردند، بعد از اینکه درست کردند گذاشتند رفت و برگشت».

ماجرای اعتراف یکی از سربازان حاضر در حادثه مسجد گوهرشاد

دیدگاهتان را بنویسید

Scroll to top