چه عواملی نتیجه انتخابات آمریکا را غیرقابل پیش بینی می کند؟


به گزارش اختاز نیوز، روزنامه دنیای اختاز نوشت: انتخابات در حال حاضر حول محور دو شخصیت کاملا متفاوت می چرخد. بایدن، نامزد حزب دموکرات، فردی است که مظهر و تبلور نظام ایالات متحده در تمامیت آن است. او با توجه به مراحل مختلفی که در زندگی سیاسی خود داشته است، محصول نهایی تشکیلات و نخبگان حاکم آمریکایی است.

ترامپ اگرچه برای یک دوره رئیس جمهور آمریکا بوده است، اما نه تنها از نظر نظام سیاسی و به ویژه نخبگان حاکم بر آن فردی خودی به حساب می آید، بلکه گرایش هایی از خود نشان داده و می دهد که نشانه بدبینی او نسبت به این نظام است. در نخبگان و نهادهای قدرت او را نمی توان ضد جنگ خواند. اما به راحتی می توان او را به عنوان یک فرد بی اعتقاد به کارآمدی نخبگان حاکم، به ویژه در جنبه های سیاسی، دید.

همچنین واضح است که در تحلیل بایدن و ترامپ از نظر روانی با دو نوع شخصیت سروکار داریم. البته هر دو قدرت طلب و قدرت طلب هستند; اما شخصیت ترامپ پوپولیست، تهاجمی، ناامن، توطئه گر و البته قادر به برقراری ارتباط با مردم و اقشار مشترک اجتماعی است.

بایدن نخبه گرا است و بهتر می تواند با اقشار بالای اجتماعی ارتباط برقرار کند. او مرد سازماندهی و ایجاد اجماع است. بایدن ایدئولوژیک است و چارچوب های شناختی خاصی نسبت به آمریکا و جهان دارد، در حالی که ترامپ از سوی دیگر فردی معامله گر است و دیدگاه های روانی نسبت به مسائل کلان و استراتژیک دارد.

واضح است که از اینجا به بعد، حملات بایدن و ترامپ به شخصیت، هویت، عقاید و گفتار یکدیگر در مرکز مبارزات انتخاباتی قرار خواهد گرفت. نوع، درجه و شدت حملات علیه یکدیگر متفاوت خواهد بود، بدون شک حملات از این پس وحشیانه تر خواهد بود. ترامپ با توجه به مهارت‌های رسانه‌ای قبلی‌اش، بهتر از بایدن می‌تواند کلمات و عبارات دشوار را مدیریت کند. ترامپ بایدن را که معروف به «جو خفته» است خطاب می کند. به سن بالا و فراموشی ها و فراموشی های زیاد او برمی گردد و بایدن از ایرادات رفتاری و کج اندیشی ترامپ انتقاد می کند. بدیهی است که حملات این دو به یکدیگر بسیار شخصی و بسیار شرورانه خواهد بود.

همچنین واضح است که این انتخابات حول محور دو هویت و جهت گیری در سیاست داخلی و خارجی آمریکا می چرخد ​​که البته بخشی از این نبرد هویت باستانی با سابقه طولانی در زندگی سیاسی آمریکاست. تفاوت در نگرش میان حامیان دولت حداقلی که جمهوری خواهان هستند و دولت غیر حداقلی که دموکرات ها به دنبال آن هستند، ریشه های گسترده ای در تاریخ اندیشه و عمل سیاسی آمریکا و فراتر از آن در غرب دارد. تضاد سوسیال دموکراسی و لیبرال دموکراسی یک پدیده گسترده در کل غرب است. بایدن یک سوسیال دموکرات است و ترامپ یک لیبرال افراطی است، به ویژه در مورد کاهش مالیات، واضح است که آمریکا قطبی شده است و قطب بندی ها حول موضوعاتی مانند هویت آمریکایی، مهاجرت، تجارت، مذهب، آزادی های اجتماعی، مالیات می چرخد. روابط با جهان خارج و آموزش و پرورش و در یک کلام رابطه آمریکا با خود و دیگران حول محور آن می چرخد.

ما با دو قاره آمریکا روبرو هستیم. ترامپ نماینده آمریکای باز اقتصادی (البته نه در تجارت) و از نظر فرهنگی و اجتماعی بسته است، در حالی که بایدن یک اقتصاد باز اما تنظیم شده و تا حدودی بسته را برای ایجاد برابری اجتماعی با آزادی های فکری گسترده دنبال می کند. نژاد و فرهنگ موضوعاتی عمیقاً تفرقه‌انگیز هستند.

گفته شد، توضیحات نسبی و مختصر بود. اما هر انتخابات، از جمله انتخابات آمریکا، به ویژه در این زمان، با ابهامات زیادی مواجه است.

مجموع حدود هفت نظرسنجی این است که در سطح ملی، بایدن 45 درصد و ترامپ 44 درصد آرا در شرایط فعلی را به خود اختصاص داده اند. اما رهبری بایدن ممکن است پایدار نباشد. ابهامات در این امر نقش دارند.

عدم قطعیت های داخلی برای هر دو طرف کم نیست. عدم قطعیت در مورد سرنوشت نهایی دعاوی ترامپ فراتر از درک است. یکی دیگر از ابهامات، توان مالی و امنیت اقتصادی اردوهای پیش از انتخابات است. ترامپ در این زمینه عقب است و برای آمریکایی ها بسیار جالب است، اما البته برای آنهایی که خارج از آمریکا هستند حساسیت و هیجان ندارد. پویایی بحث آزادی سقط جنین. توضیح اینکه اکثر اعضای دیوان عالی کشور دارای نگرش های راست گرا و محافظه کارانه هستند و اخیراً یکی از آرای صادره از این دادگاه در دهه 70 را که شامل آزادی سقط جنین می شد، لغو کردند.

دموکرات ها آزادی سقط جنین را جزو آزادی های طبیعی و مشروع می دانند، در حالی که جمهوری خواهان به دلایل مذهبی و فرهنگی با آن مخالف هستند. این موضوع برای ترامپ تبدیل به یک موضوع شده است و او اخیراً اعلام کرده است که موضوع سقط جنین را باید به عهده ایالت ها سپرد، در همین حال ایالت آریزونا به قانون ممنوعیت مصوب 1860 بازگشت و در چند روز اخیر در آمریکا غوغایی به پا کرد. رسانه ها مبهم هستند

در بعد خارجی نیز ابهامات قابل توجه است; اما مهمترین آنها تاثیر بحران غزه بر رای دهندگان به ویژه دموکرات ها است. اغراق نیست اگر بگوییم در میان بحران های خاورمیانه، هیچ بحرانی به اندازه بحران غزه در سیاست داخلی آمریکا مؤثر نبوده است و اثرات آن به ویژه در کشورهایی که به نام دولت های نوسانی شناخته می شوند، شدید است.

توضیح اینکه برخی از ایالت ها به طور سنتی و پیوسته به یک حزب رأی می دهند و هویت حزبی خاصی دارند. اما برخی با اختلاف اندکی بین دموکرات ها و جمهوری خواهان در نوسان هستند. ایالت میشیگان با حدود 200000 عرب و مسلمان آمریکایی یکی از آنهاست. بحران غزه ممکن است عواقب ناخواسته و نامطمئن تری نسبت به درگیری ایالات متحده در خاورمیانه داشته باشد که این نیز بر عدم اطمینان می افزاید. در تاریکی و روشنی انتخابات آمریکا، این ادعا جدی می شود که سیاست سرنوشت ثابتی ندارد و به متغیرهای زیادی بستگی دارد، برخی شناخته شده و برخی ناشناخته.

چه عواملی نتیجه انتخابات آمریکا را غیرقابل پیش بینی می کند؟

دیدگاهتان را بنویسید

Scroll to top